سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
شهرى تو را از شهر دیگر بهتر نیست . بهترین شهرها آن بود که در آنت آسایش زندگى است . [نهج البلاغه]
 
امروز: شنبه 04 فروردین 16

مریلا که 15 سال دارد و برای اعلام شکایت از همسر 87 ساله اش به کلانتری  آمده است به کار شناس اجتماعی کلانتری گفت:

 فرزند دوم خانواده هستم و وقتی دو ساله بودم مادرم به خاطر اعتیاد پدر از او جدا شد و به دنبال زندگی خودش رفت . پدرم نیز مرا به خانواده ای سپرد تا نزد آنها زندگی کنم .

 8 سال گذشت و چون خیلی برای دو خواهرم دلتنگ بودم به خانه خودمان برگشتم اما اعتیاد شدید پدربه مواد مخدر، غبار فقر و بدبختی را بر سر و صورت دو خواهر بی گناهم نشانده بود .

 حضور من در خانه باعث شد تا آنها کمی روحیه بگیرند ولی هر وقت تنها می شدم و خودم را با دختر های دیگر که به مدرسه می رفتند و درس می خواندند مقایسه می کردم عذاب می کشیدم  .

مریلا ادامه داد: در سن 13 سالگی به خاطر فرار از مشکلات و به امید این که دیگر بزرگ شده ام و می توانم ازدواج کنم با پسر جوانی که در همسایگی مان بود آشنا شدم و او با حیله و نیرنگ از من سوء استفاده کرد .

پدرم با اطلاع از این موضوع می خواست شکایت کند که داود مرا به عقد خود درآورد . اما او هم مثل پدر معتاد به مواد مخدر بود و پس از یک سال طلاقم داد.

وضعیت زندگی ما روز به روز بدتر می شد و پدرم، هر چی داشتیم و نداشتیم را فروخت و دود کرد . از طرفی چون چند ماه کرایه خانه را نتوانستیم پرداخت کنیم صاحب خانه نیز ما را جواب کرد و گفت یک هفته مهلت دارید تا منزلم را تخلیه کنید .

 در این حال و روز پیرمرد 87 ساله ای که همسایه مان بود یک روز پدرم را صدا زد و با هم کمی حرف زدند .پدر سپس خوشحال به خانه برگشت و گفت : ناراحت نباشید مشکل مان دارد حل می شود .

 باورتان نمی شود وقتی فهمیدم که آن پیرمرد با وعده و وعید هایی مانند پرداخت مبلغ 50 هزار تومان وجه نقد و این که دو دانگ از خانه ام را به نام دخترت می زنم و همچنین پرداخت مبلغی به عنوان شیر بها، مرا از پدرم خواستگاری کرده است داشتم خفه می شدم .

 فکر می کردم پدرم با این امر مخالفت کند ولی بر خلاف تصورم ، او با توسل به زور و تهدید ، بساط عقد کنان مان را فراهم کرد و من با مردی ازدواج کردم که 72 سال تفاوت سنی داشتیم .

در این لحظه مریلا اشک هایش را پاک کرد و افزود: شوهرم اتاقی به پدر و دو خواهرم داد تا در کنار مان باشند اما او نه تنها به وعده هایی که برای فریب پدرم داده بود تا او را راضی به این ازدواج کند عمل نکرد و از پرداخت نفقه ام نیز فراموش کرده بود بلکه مرا هم به سر کار فرستاد و ماهیانه مبلغ 35 هزار تومان از حقوقم را به عنوان کرایه اتاق پدرم بر می دارد .

چند بار به خاطر آزار و اذیت های شوهرم با پدر صحبت کردم ولی او عکس العملی نشان نمی داد و چیزی نمی گفت تا این که دیروز شوهرم گفت که باید پدرم خانه اش را تخلیه کند.

 با شنیدن این حرف پدرم مرا با خود به اینجا آورده است تا از شوهرم به خاطر فریب در ازدواج و پرداخت نکردن نفقه شکایت کنم.

من اگر این چند ماه را هم با پیرمرد ازدواج کرده ام فقط به خاطر پناه دادن و سیر کردن شکم دو خواهر کوچکم بوده ام اما حالا می خواهم از شوهرم شکایت کنم.

در این لحظه مریلا با صدایی آرام گفت من بدبخت ترین عروس هستم و از زندگی نکبت بارم خسته شده ام!


 نوشته شده توسط حامد در پنج شنبه 87/11/17 و ساعت 12:13 عصر | نظرات دیگران()

دکتر " شهریاری " نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی گفت : دستگاه دیپلماسی در برخورد با ناامنی های شرق کشور باید به صورت جدی تری عمل کنند .

نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در ادامه بیان داشت : در بحث مسائل امنیتی درسال های اخیر در استان کار های خوبی صورت گرفته است و این که یک عده تروریست و اشرار با حرکت کوردلانه خود موجب شهادت چند تن از کارکنان انتظامی استان شده اند دلیل افزایش نا امنی در سیستان و بلوچستان نیست .

وی وضعیت امنیتی استان سیستان و بلوچستان را نسبت به استانهای دیگر خوب ارزیابی کرد و گفت : سیستان و بلوچستان چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن به دلیل همسایگی با دو کشور پاکستان و افغانستان به محور ترانزیت مواد مخدر تبدیل شده و همیشه رتبه آخر را از لحاظ امنیتی دارا بود، ولی در سال های اخیر از لحاظ امنیتی ارتقاء چشمگیری یافته است.

وی تصریح کرد : در سال های اخیر راه بندانها و حضور کاروان های مواد مخدر و حتی گروگانگیری در بسیاری از مناطق استان کاهش پیدا کرده است .

نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تلاش هایی که برای انسداد مرز های شرقی صورت گرفته است، گفت : نیروی انتظامی در سال های اخیر اقدامات خوبی برای این کار انجام داده و امکانات و نیرو های خود را افزایش داده و توانسته است تا حدود زیادی امنیت را در منطقه برقرار کند .

وی گفت : دستگاه دیپلماسی ما باید به صورت فعال تری در این رابطه عمل کند و به صورت جدی از دولتهای همسایه بخواهد نسبت به استرداد اشرار و تروریست ها اقدام کنند، در غیر این صورت انتظار می رود نیروی انتظامی  وارد عمل شود


 نوشته شده توسط حامد در پنج شنبه 87/11/17 و ساعت 12:10 عصر | نظرات دیگران()

سردار کمال هادیانفر گفت: جانبازان قطع عضو و 70 درصد می‌توانند این پلاک‌ها را دریافت کنند.


 این جانبازان توسط بنیاد شهید و ایثارگران به راهنمایی و رانندگی معرفی خواهند شد.

 


سردار هادیانفر افزود: این پلاک به تمامی جانبازان در سطح کشور واگذار می‌شود، پلاک جدید با نشان ویلچر ارائه خواهد شد. این پلاک مزیت‌هایی را برای جانبازان در پی دارد که مهمترین آن ورود به محدوده طرح ترافیک است، به زودی تابلوهای ویژه جانبازان در سطح شهرها نصب خواهد شد و جانبازان می‌توانند در برخی نقاط خاص که پارک ممنوع است توقف کنند.
سردار هادیانفر، گفت: ‌پیش‌نویس ویژه‌ای در ارتباط با پلاک ویژه جانبازان و برخی تمهیدات لازم با هماهنگی بنیاد شهید تهیه شده و به شورای عالی ترافیک ارائه شده تا به تصویب برسد.



 


 نوشته شده توسط حامد در پنج شنبه 87/11/17 و ساعت 12:7 عصر | نظرات دیگران()

مدیر کل مسکن و شهرسازی سیستان و بلوچستان:
سهم مسکن مهر در سیستان و بلوچستان 19200 واحد است

خبرگزاری فارس: مدیر کل مسکن و شهرسازی سیستان و بلوچستان گفت: سهم مسکن مهر در این استان 19 هزار و 200 واحد است که تاکنون حدود 6 هزار و 900 واحد به شهرداری‌ها معرفی شده‌اند.


به گزارش خبرگزاری فارس از زاهدان، مسعود مالکی پیش از ظهر امروز در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران اظهار داشت: بیش از 2 هزار مسکن اجاره‌ای پنج ساله برای اخذ پروانه ساختمان به شهرداری‌های استان معرفی شده‌اند که با پیشرفت 15 تا 40 درصد در حال ساخت هستند.
وی افزود: اولین پروژه مسکن مهر در کشور در شهرستان چابهار به‌صورت پروژه 82 واحدی مسکن مهر فتح‌المبین است که در دهه فجر به بهره‌برداری می‌رسد.
مالکی بیان داشت: 187 میلیارد تومان سهم تسهیلات بانکی استان بوده است که تاکنون 68 میلیارد تومان تسهیلات به متقاضیان پرداخت شده است.
وی با اشاره به اقدامات انجام شده در بخش شهرسازی و معماری افزود: انجام مطالعات طرح‌های جامع در 10 شهرستان استان به بهره‌برداری رسیده است که از این تعداد طرح‌های تفضیلی چهار شهرستان تهیه و تاکنون 80 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
وی ادامه داد: انجام مطالعات طرح‌های جامع و تفضیلی 10 شهرستان دیگر هم در حال مشاوره است.
وی تصریح کرد: در راستای اجرای طرح‌های تفضیلی با هماهنگی مدیریت عالی استان در شهر زاهدان حدود 25 کیلومتر احداث و یا اصلاح معابر و بازگشایی از عرض 10 متر تا 65 متر صورت گرفته است که در شهرستان چابهار هم اصلاح معابر را در دستور کار داشته‌ایم.
مالکی بیان کرد: تعداد 10 پروژه به مناسبت دهه مبارک فجر در حال افتتاح بوده و تعدادی نیز به بهره‌برداری رسیده است.
وی با اشاره به بخش تامین مسکن برای اقشار کم‌درآمد اظهار داشت: تاکنون تعداد 38 هزار و 200 نفر بوده‌اند که تعداد 24 هزار و 51 نفر متقاضی از طریق اداره کل تعاون و با هماهنگی این سازمان گزینش شده‌اند به همین میزان زمین برای متقاضیان در اختیار اتحادیه‌های تعاونی مسکن مهر شهرستان‌ها توسط سازمان مسکن و شهرسازی استان قرار داده شده است.


 نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه 87/11/16 و ساعت 7:53 عصر | نظرات دیگران()

حجت الاسلام والمسلمین سید حیدر ستری عضو مجلس علمای شیعه بحرین طی سخنانی که روز گذشته در جمع کثیری از شیعیان ستره در مسجد حضرت فاطمه (ع) ایراد نمود، با اشاره به اوضاع بحرانی اقتصاد جهان گفت :

 بحرانی اقتصادی که جهان را فراگرفته است موجب بیکاری حدود 50 میلیون نفر در جهان شده است و به نظر می رسد که این بحران طولانی مدت باشد.
وی از نخست وزیر ترکیه به دلیل اعتراض شدید و کوبنده علیه رییس رژیم صهیونیستی در اجلاس اقتصادی داووس تقدیر کرد و افزود :

اقدام رجب اردوغان نمایشی از شجاعت و پهلوانی بود و همدستان اسراییل را به شدت خوار و ذلیل ساخت.
سید حیدر ستری از عملکرد دولت بحرین به شدت انتقاد کرد و اظهار داشت :

دولت بحرین به جای گفتگو و گوش دادن به درخواست ملت ، به دستگیری و قلع و قمع کردن مخالفان می پردازد.

خطیب جمعه ستره بحرین ادامه داد : بر همگان روشن شده است که اقدامات دولت تهدید بزرگی برای وحدت ملی کشور است و بحرین را در آستانه بحران قرار داده است.

وی با اشاره به عملکرد دولت در اعطای تابعیت به اتباع خارجه برای برابر شدن جمعیت اهل تسنن با شیعیان تصریح کرد : دولت بحرین با این اقدام در صدد برافروختن جنگ داخلی در کشور است و آرامش و همزیستی مسالمت آمیز را نشانه گرفته است.


 نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 87/11/14 و ساعت 5:44 صبح | نظرات دیگران()

شیخ عبدالعزیز آل الشیخ" مفتی اعظم عربستان سعودی طی چند هفته اخیر چندین فتوای عجیب صادر کرد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسائل دینی، این فتواها نشان از اهداف و نیت‌های شوم و پشت پرده وی دارد

 از جمله فتاواهای عجیب شیخ عبدالعزیز، اجازه ازدواج اجباری دختران کم سن و سال و حتی ده ساله با مردان مسن بوده است. او همچنین با صدور فتوایی اسرائیل پسندانه تحریم کنندگان کالاهای غربی و به ویژه صهیونیستی برای زیر فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی را دمده خواند.
اما جدیدترین و بالطبع تعجب برانگیزترین فتوای وی این بود که گفت: مفتی، قائم مقام پیامبر(ص) بر امت اسلامی است.

کارشناسان مسائل دینی معتقدند که اینگونه اظهارات نیت و اهداف پلید و پشت پرده وی را نشان می‌دهد و گویا او مایل است پیامبر جدیدی بر امت باشد و یا جایگاه "پاپ" در میان مسلمانان را داشته باشد.

بدون در نظر گرفتن جنجال و هیاهویی که این اظهارات وی به وجود آورد، باید گفت که با نگاهی گذرا به تاریخچه زندگی وی می توان به آرزوی تعجب برانگیز او برای "پاپ" شدن و داشتن هزاران هزار مرید پی برد.

کارشناسان دینی معتقدند شخصیت کاریکارتوریستی مفتی عربستان مانع از آن است که او را به آرزویش برای پیامبر یا پاپ شدن برساند زیرا او به هیچ وجه حتی کمترین ویژگی یک رهبر کاریزما را ندارد.

می گویند شیخ عبدالعزیز در گذشته که امام مسجد "نمره" بوده دارای احترام خاصی نزد مردم و چهره‌های دینی کشورش بود اما هنگامیکه به درجه مفتی اعظم عربستان نایل گشت، به دلیل موضع گیریهای نامناسب، اظهار نظرات نابجا و بیهوده و داشتن یک گروه از مشاوران ناوارد و بی سواد، نام و اعتبار خود را زیر سؤال برد. وی اکنون حتی میان جوانان مذهبی این کشور که همواره علاقه خاصی به مفتیان داشته‌اند، محبوبیت ندارد.

او با این رفتار خود به قدری جایگاه مفتی اعظم را پایین آورده که به اعتقاد کارشناسان جامعه شناسی عربستان، نهاد دینی و مفتیان این کشور قدرت و نفوذ خود را در میان عوام مردم و سیاستمداران از دست داده‌اند.

حتی گفته می‌شود از عوامل این مسأله بحث و جدل‌های بیهوده وی با دیگر مفتیان و چهره‌های دینی عربستان است که موجب دل چرکین شدن آنان گشت و به اصطلاح از چشمان آنان افتاد. در گذشته جایگاه مفتی اعظم به قدری بالا بود که هیچ کس حتی جرأت کوچک ترین انتقاد از آن را نداشت اما با رفتار و اقدامات آل الشیخ، اکنون این جایگاه حتی از سوی روزنامه نگاران و عوام مردم مورد انتقاد و اهانت قرار می‌گیرد.

در پایان تنها جای این پرسش باقی است که با این اوصاف آیا شیخ عبدالعزیز آل الشیخ دیگر می‌تواند به آرزویش یعنی تبدیل شدن به یک پیامبر یا پاپ دست یابد؟!


 نوشته شده توسط حامد در دوشنبه 87/11/14 و ساعت 5:42 صبح | نظرات دیگران()

رجب طیب اردوغان" نخست وزیر ترکیه در همایشی در باره غزه که در داووس برگزار شد؛ در حالیکه خطاب به شیمون پرز می گفت شما کشتار را خوب بلد هستید، از سالن مرکز همایش خارج شد.

 نخست وزیر ترکیه در پی اعتراض پرز و سخنان وی در مورد فاجعه غزه خطاب به رییس رژیم صهیونیستی با عصبانیت؛ گفت: خیلی با صدای بلند حرف می زنید، شاید این ناشی از احساس جرمی است که مرتکب شده اید، اگر صحبت از کشتن باشد شما کشتار را خوب بلدید.
این نشست که برای بررسی مسایل غزه در حاشیه اجلاس داووس در سوئیس برگزار شده بود با اعتراض شدیدالحن نخست وزیر ترکیه و ترک کردن این جلسه از سوی وی خاتمه یافت.
اردوغان در این نشست خطاب به رییس رژیم صهیونیستی افزود: آنانی را که در قبال این ظلم (غزه) کف می زنند، محکوم می کنم، تشویق و کف زدن به قتل کودکان جرمی است که علیه انسانیت مرتکب می شوید.....))

.

.

340x.jpg

.

و اما تفاوت در چیست؟؟

لازم نیست حتما مثل حسین کشاورز روابط بین الملل خوانده باشی یا مثل سعید آقا علیخانی کارشناس مسایل دیپلماتیک باشی تا فاصله نجومی شخص دوم ترکیه را با همتایان فوق مسلمانش درک کنی.

اردوغان برای حمایت از صلح 2 هزار تن ارزاق ملت زیر خط فقرش را از سر سفره های وصله دارشان بیرون نکشید. چراغ خانه مردم را روی آبهای آزاد سرگردان نکرد تا به مسجد هبه اش کند.
اردوغان سفرای صلح(!)ش را نفرستاد که از پول مفت نفت برای کسی استخر بسازند تا طرف بعد از شنا جنایات فلان رژیم را -آن هم بصورت تلویحی- محکوم کند.

اردوغان با چاقوی زنجان کسی را تهدید نکرد و پاک کردن اسراییل  از نقشه گیتی را  مطرح نساخت

 

CNF2005110156783_PV.jpg

.
اردوغان با لحن کلاه مخملی های لاله زار قدیم همتایان مستکبرش را تهدید نکرد و حتی در برابر سلاخی مثل شیمون پرز هم از دایره ادب خارج نشد. ضمن نگهداشتن احترام سن وی حرفش را هم زد. مودب ماند و عزت ملتش را هم نفروخت.
اردوغان در برابر اهانت مجری به او -که نماینده ملت ترکیه بود- لبخندهای مضحک و مذبوحانه یا عشوه های آنچنانی تحویل دوربین نداد. در دفاع از حق مظلوم هم کفش در نیاورد. با رفتار انسانی اش اهانت کنندگان و حتی حضار جلسه را وادار به عذرخواهی کرد.
من هم سکوت وی را در برابر جنایات ارتش ترکیه در مناطق جنوب و جنوب شرقی این کشور قابل توجیه نمی دانم اما اردوغان در داووس سوییس عقلش را به کار گرفت و با حرکتی بجا و حساب شده پرچم صلح را فراز سر سلاخانی مثل عمرو موسی و شیمون پرز به اهتزاز درآورد تا امروز نامش با قلم زرین بر دفتر تاریخ رقم بخورد و نه تنها همزبانانش، که تمام جهان، یکصدا فریاد بزنند: 
یاشاسین ائلیمیزین بیوک ایگیتی!


 نوشته شده توسط حامد در شنبه 87/11/12 و ساعت 12:0 صبح | نظرات دیگران()

محمودسیف

وقتی احمدی نژاد یوزارسیف می شود

.

با توجه به شباهت کاملا غیر عمد جناب یوزارسیف و احمدی نژاد، سخنرانی یوزارسیف در قسمت اینده این سریال را پیش بینی میکنیم.

یوزارسیف در سفرهای استانی:

 یک سیلو برای آقا پسرهای گل و یک سیلو برای دختر خانم های عزیز میسازیم.

 

سریال حضرت یوسف رو حتما شما هم مثل بقیه توی شبهای طولانی و سرد جمعه ها نگاه می کنین، از دو هفته پیش بود که بعضی قسمت های سریال رو که می دیدم رفتار احمدی نژاد واسم مجسم می شد، خنده های مرموزانه،مهر ورزی و از اون طرف هفت خطی، تهدید به لو دادن مافیا در قصر و... با خودم گفتم ای وای بر من که احمدی نژادمون خوی پیامبری داشته و ما خبر نداشتیم! پس آب توبه بر سر حقیرم ریختم و توبه کردم... تا قسمت دیشب که دیدیم نه بابا این قصه سر دراز دارد  و تازه سفرهای استانی شروع شده و می خواد یارانه ها رو بین عموم مردم و علی الخصوص محرومین تقسیم کنه، دشمنانش می خوان ترورش کنن اما به حول و قوه الهی ناکام می مونن از همه مهم تر مافیای قدرت به شدت سعی داره قدرت رو ازش بگیره اما رهبر مثل کوه پشتش واساده !
قسمت هفته بعد رو بذارین من حدس بزنم، یوزارسیف بعد از اینکه سوگلی آمن هوتب میشه دوران قدرتش به پایان میرسه و باید مردم مصر جانشینشو تعیین کنن، اما آمن هوتب میگه من یوزارسیف رو خیلی دوست دارم پس ای مردم به یوزارسیف رای بدهید، مردم هم به یوزارسیف رای می دن و یوزارسیف توی کاخ ابقا میشه و طرح نقدی کردن یارانه ها رو با موفقیت انجام می ده و با مدیریت صحیح قحطی به پایان میرسه، قصه ما به سر رسید آنخماوو به اصلاحاتش نرسید....!


 نوشته شده توسط حامد در جمعه 87/11/11 و ساعت 11:39 عصر | نظرات دیگران()

http://sunnionline1.blogfa.com/

امام جمعه جوان فهرج طی گفتگوی جالب و خواندنی  از  جریان ربوده‌شدن خود پرده برداشت      

(س)- خودتان را به اجمال معرفی کنید؟

- جواد طاهری متولد سال 1357

حاج آقا لطفانحوه ی ربوده شدنتان را تعریف نمایید

- حدود 8 ماه پیش نامه‌ای به دستم رسیدکه «فلانی! ملاّهایت را جمع کن برو و فقط دو هفته فرصت داری.»

(س)-نامه به امضای فرد خاصی رسیده بود؟

- خیر، امضا و تاریخ نداشت و ما هم اعتباری برایش قایل نشدیم، تا اینکه بعد از یک ماه، دفتر امام جمعه به سرقت رفت و امکانات رایانه‌ای ما را دزدیدند.

(س)- یعنی شما رابطه‌ای بین نامه تهدید و سرقت از دفتر می‌دانید؟

نه! البته می‌شد ارتباطاتی را محتمل دانست، اما تصور ما این بود که دزدی به کاهدان زده است و نگران اتفاق خاصی نبودیم.

(س)- چه زمانی شما را ربودند؟

- دوم اردیبهشت امسال

(س)- جزئیات آن را توضیح دهید؟

- ما طرحی مبنی بر، برگزاری نماز جماعت مغرب و عشا در مدارس شبانه‌روزی و برگزاری جلسه پرسش و پاسخ داشتیم. آن شب بعد از برگزاری جلسه پرسش و پاسخ در دبیرستان دخترانه آسیه، متوجه پنچر شدن ماشینی که قرار بود سوار آن بشوم، شدیم، حین تعویض تایر ماشین توسط راننده، از پشت توسط یک نفر که اسلحه داشت، تهدید شدم؛ البته در آغاز فکر کردم یکی از برادران بسیج است و دارد شوخی می‌کند. اما برگشتم دیدم سه نفر با لباس بلوچی، صورت‌های پوشیده و مسلح روبروی من هستند و بعد از مدت کوتاهی یک نفر از طرف دیگر آمد که صورتش‌ را نپوشانده بود.

سبیل‌های کلفت و کشیده و صورت لاغر و خشنی داشت که فهمیدم رییسشان است. به سمت او رفتم و گفتم که مشکلتان چیست؟ گفت:« ساکت! سوار شود.» همان لحظه یک پژو آمد جلوی من ترمز کرد که مرا سوار کند. وقتی دیدم حاضر به گفت‌وگو نیست با او درگیر شدم و اسلحه‌اش را گرفتم و کشیدم و ناگهان اسلحه از دست او رها شدو ظاهراً او بیشتر از من اضطراب داشت. تا اسلحه رییسشان را گرفتم، آن سه نفر از پشت به من حمله کردند، عمامه و عینکم افتاد، پیراهنم پاره شد و با ضرب و شتم مرا سوار ماشین کردند، دست و پایم را بستند و گفتند که ما گروه عبدالمالک هستیم و خوب به چنگ ما افتادی. در طول راه هم گاهی ضرب و شتم می‌کردند، در طول راه اینها با هم بلوچی صحبت می‌کردند تا اینکه شب به یک روستای لب‌ مرز رسیدیم. البته آنها مدعی شدند که آنجا افغانستان است، اما با توجه به برق‌کشی روستا، متوجه شدم که هنوز از ایران خارج نشده‌ایم.

(س)- در طول راه به هیچ ایست و بازرسی برخورد نکردید؟

- اینها تماماً از بیراهه‌ها حرکت می‌کردند و بیراهه‌ها را می‌شناختند.

(س)- بعدش چه شد؟

- نزدیکی روستا ایستادند و ماشین را تحویل چند موتوری که منتظر ما بودند، دادند و بقیه راه به سمت کوه با موتور طی شد تا اینکه ادامه راه با موتور هم ممکن نبود پیاده ادامه راه را پیش‌ گرفتیم.

(س)- شما در طول مسیر چیزی نمی‌گفتید؟

- نه! فقط ذکر می‌گفتم. البته خودشان هم صحبت نمی‌کردند. التهاب خاصی بر آنها حاکم بود و با سرعت، کارها را ادامه می‌دادند و حرکت از این کوه به آن کوه انجام گرفت تا اینکه در روز پنجم، درگیری شد.

(س)- خوراک شما در این مدت چه بود؟

- خیلی فضای غذا خوردن نبود. چند تکه نان مانده و کنسرو به همراه داشتند ولی چیز زیادی نمی‌خوردیم و آثار فشار جسمی که در آن چند روز بر من وارد شد هنوز برقرار است و دستم ارتعاش دارد البته خودشان هم چیز زیادی نمی‌خوردند و با فلاکت و بدبختی ادامه می‌دادند.

(س)- ماجرای درگیری که گفتید چه بود؟

- نزدیک غروب یک وانت به سمت ما آمد که معلوم شد، افراد نیروی انتظامی هستند. بعد ازاینکه نزدیک ما شدند درگیری آغاز شد و ربایندگان بعد از مقداری درگیری از تاریکی شب و نیز احتیاط نیروی انتظامی برای حفظ گروگان، برای فرار استفاده کردند و با بر جای گذاشتن موتور و برخی تسلیحات فرار کردند و با پای پیاده در این کوه‌ها حرکت می‌کردیم که شرایط سختی بود و بعد از یک هفته وارد افغانستان شدیم.

(س)- برای ربایندگان هم شرایط سختی بود؟

-برای آنها هم شرایط سختی بود منتها اولاً عادت داشتند و ثانیاً گاهی تریاک می‌خوردند.

(س)-حضور شما در افغانستان هم مخفیانه بود؟

- بله، آنجا نیز پیاده و سواره از بیراهه‌ها حرکت می‌کردیم تا اینکه بعد از حدود 4 روز وارد پاکستان شدیم که آنجا توریست ژاپنی را هم که در بم ربوده بودند، حضور داشت. آنجا یک ملایی بود که اصرار داشت مرا ارشاد کند و من در گفت‌وگوهای خود با او متوجه شدم که شیعه و سنی خیلی به هم نزدیک‌اند و اشتراکات زیادی دارند و برخی بدون اطلاع دقیق از مبانی فقهی و کلامی شیعه، مطالبی را به شیعه نسبت می‌دهند که جزو عقاید ما نیست.

(س)- مثلاً چه مطالبی؟

- مثلاً می‌گفتندکه شیعه قائل به خدایی حضرت علی (ع) است!! یا اینکه می‌گفتند: ما معتقدیم جبرئیل، قرآن را می‌خواست به حضرت علی (ع) بدهد، اشتباهی به پیغمبر داد!! و یا برخی مطالب شرم‌آور در خصوص عایشه را جزو اعتقادات شیعه می‌دانستند در حالی که هیچکدام این مطالب جزو اعتقادات شیعه نیست.

(س)- موضع آنها در برابر پاسخ‌های شما چه بود؟

- وقتی من این مطالب را انکار می‌کردم، می‌گفتند که « تو می‌ترسی و داری تقیه می‌کنی» و من به آنها گفتم که خودتان دیده‌اید که از آغاز ماجرای ربودن تا الان یک لحظه نترسیدم.

(س)- رابطه شما با گروگان ژاپنی چگونه بود؟

- اسم او ساتوشی ناکامورا بود من دیدم روحیه‌اش گرفته است و لذا با او شوخی می‌کردم. زبان مشترکی که هر دو با آن آشنا بودیم، انگلیسی بود و برای او لطیفه تعریف می‌کردم، اما تبدیل کردن لطیفه‌های فارسی به انگلیسی باعث بی‌مزه شدن آنها می‌شد(!)

(س)- با هم گفت‌گوی عقیدتی هم می‌کردید؟

تلاش من این بود که به او روحیه بدهم. به او گفتم نگران نباش و نباید گریه بکنی، خداوند من و تو را برای این سختی انتخاب کرده است و ما می‌توانیم در این سختی، درس‌های زیادی بگیریم.

(س)- دین او چه بود؟

لائیک بود. و می‌گفت که در سیستم ژاپن، هیچ جایگاهی برای دین در نظر گرفته نشده است. از همین رو وقتی درباره کرامت ستارگان  و عظمت خلقت صحبت می‌کرد از او درباره خالق اینها سئوال کردم و این پرسش عمیقاً وی را به فکر فرو برد و موحد شد.

(س)- کل ماجرای ربوده ‌شدن شما تا آزادی‌تان چقدر طول کشید؟

- 57 روز

(س)- چطور آزاد شدید؟

با تدبیر دولت و وساطت ریش سفید‌ها و بدون دادن هیچ گونه باجی به ربایندگان این کار صورت گرفت و من همین جا از بزرگوارانی که تلاش می‌کردند، مراجع معظم تقلید که دعا و پیگیری کردند و ریش‌سفیدان شیعه وسنی که در این آزادی نقش داشتند، تشکر می‌کنم و نکته‌ای که باید این جا عرض کنم این است که پیروان تمام مذاهب باید به این مسئله توجه داشته باشند که مباحث مذهبی و گرایش‌های دینی، ارتباطی به کارهای سیاسی ندارد و کار یک مبلغ روحانی شیعه همچون یک مولوی سنی، تبلیغ دین است.

(س)-  شما در آن 57 روز نترسیدید؟

- خیر چون اولاً امید به بازگشت نداشتم و ثانیاً برای من فرقی نمی‌کرد که کجا باشم. چون در تمام احوال، دل من پر از غم و غصه است و دغدغه‌ها، خواب را از من گرفته است.

(س)- چه دغدغه‌هایی؟

- نگرانی از اوضاع مسلمانان و فاصله گرفتن انسان‌ها از انسانیت، لذا اگر بنده را در قصر ببرند خوش نمی‌گذرد. دنیا، آن هم در فضایی که امام زمان (عج) غایب است، دوران بحران را پشت سر می‌گذارد و در شرایط بحرانی به هیچکس خوش نمی‌گذرد. به خیر ممکن است بگذرد، ولی قطعاً خوش نخواهد گذشت


 نوشته شده توسط حامد در جمعه 87/11/11 و ساعت 2:7 صبح | نظرات دیگران()

http://sunnionline1.blogfa.com/

دیشب از شبکه استانی هامون خبر  سیستان وبلوچستان شنیدیم یکدستگاه خودروی پژوه که حامل 10 نفر از اتباع افاغنه غیر مجاز بوده ودر مسیر زابل به سمت دوراهی زابل زاهدان در حرکت بوده است با یکدستگاه اتوبوس تصادف می کند که در این حادثه راننده خودروی پژو و 4 نفر از افاغنه کشته و6 نفر  دیگر نیز مجروح می شوند  چندی پیش هم شنیدیم که مشابه همین موضوع خودروی پژویی در مسیر زاهدان بم براثر برخورد با کامیون آتش گرفته و13 نفر از سرنشینان آن که افغانی غیر مجاز بوده اند دردرون خودرو طعمه آتش شده ومی سوزند

 

متاسفانه اگر چه این حوادث برای مسئولین تکراری وکهنه شده است اما اولا باید از این حوادث عبرت گرفت زیرا این حوادث ووقایع درسهای بزرگی به ما می آموزد و ثانیا مسئولین امر فکری اساسی وراهکار درستی برای به حداقل رساندن اینگونه حوادث پیدا نمایند زیرا دراینگونه حوادث  ضمن اینکه جان تعدادی انسان گرفته می شود وصدمات مادی به خانواده ها وارد می شود بلکه لطمات معنوی بسیاری نیز به آنان وارد می شود که متاسفانه درخاطره ها می ماند

اینطور که از آمار وارقام استخراج شده است در  9 ماهه گذشته 42 درصداز  کشته شدگان حوادث جاده های در سیستان وبلوچستان رانندگانی راشامل می شوند که به امر قاچاق سوخت وقاچاق انسان مبادرت کرده بودند  که 99 درصد از آنان نیز بلوچ بوده اند که متاسفانه بعلت عدم رعایت مقررات راهنمایی ورانندگی از جمله شتاب در رانندگی وسرعت غیر مجاز وانحراف به چپ و....... از سوی این رانندگان منجر به حوادثی خونبار شده است

دیگران چه گناهی دارند که بواسطه عملکرد این طیف از رانندگان وهمچنین ضعف مسئولین جان عزیزانشان را از دست بدهند ودچارصدمات ولطمات مادی وروحی جبران ناپذیری بشوند

امیدواریم مسئولین امر با عملکردی صحیح وراهکاری درست جلوی اینگونه حوادث را بگیرند./


 نوشته شده توسط حامد در پنج شنبه 87/11/10 و ساعت 5:6 عصر | نظرات دیگران()
<   <<   6   7   8   9   10      >
درباره خودم
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 41
بازدید دیروز: 8
مجموع بازدیدها: 153683
جستجو در صفحه

خبر نامه