حامد
http://sunnionline1.blogfa.com
امروز شهرمان حال وهوای دیگری داشت هنوز هم با گذشت چندین سال از پایان جنگ در شهادت برای عاشقان وحافظان این مرز وبوم باز است
امروز همهگان شاهد بودند آن هنگام که دوتن از شهدای نیروی انتظامی شهیدان محمد دلشاد و یونس غلامی فرجاد راکه از طوایف بلوچ واهل سنت منطقه بودند چگونه بزرگان وجوانان بلوچ واهل تسنن در کنار برادران وخواهران شیعه تابوتشان را بربالای دستان خود گرفته بودند وبا شعارهای مرگ بر اشرار ومرگ بر عبدالمالک ریگی تشیع وبه سوی مزار شهدا می بردند
تنها صحنه ای که مرا ناراحت کرد شیون و گریه ی سوزناک همسر یکی از شهدا بود که با همان لباس محلی وبلوچی درپشت سر پیکرمطهر همسر شهیدش چگونه با آه وناله ی سوزناک اشرار را لعن ونفرین می کرد وچگونه دختر خردسالش را مخاطب قرار داده بود ومی گفت مهناز جان می بینی چگونه بی پدر شدی می بینی چگونه پدرت پرپر شد می بینی چگونه اشرار ملعون پدرت را از تو جدا کردند وما وقتی این آه وناله ی آن زن را نظارگر بودیم بی اختیار اشک در کنج چشمانمان حلقه می زد
وآنوقت عبدالمالک ریگی چه سرمست ومغرورانه طی پیامی اعلام می دارد که این پیروزی وکشتن ماموران اهل سنت را به مردم بلوچ و جامعه اهل سنت تبریک می گوید وبا بادی در گلو می گوید باید مردم بلوچ واهل تسنن ممنون فداکاریهای ما باشد
عبدالمالک خوب می داند که نتنها مردان بلوچ حتی زنان وبچه ها وفرزندان خردسال اهل سنت نیز اورا دائم مورد لعن ونفرین قرار می دهند وانشالله هر چه زودترشاهد به درک واصل شدن این جانی جنایتکار باشیم
انشالله - حامد